الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
725
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
غَيَابَة : : زمين گود و فرو رفته . غَابَة : هم از همين واژه ( غيابه ) است يعنى بيشه زار ، گفت : ( فِي غَيابَتِ الْجُبِّ - 10 / يوسف ) يعنى در ته چاه . مىگويند : هم يشهدون احيانا و يَتَغَايَبُون احيانا : گاهى حاضر مىشوند و زمانى غائب . و آيه : ( وَ يَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ - 53 / سباء ) از جائى كه با ديدگان ظاهر و باطن او را درك نمىكند . غوث : الغَوْث : در يارى نمودن گفته مىشود و - غَيْث - در باران . اسْتَغَثْتُهُ : از او يارى خواستم يا طلب باران كردم أَغَاثَنِي : ياريم كرد و به فريادم رسيد كه از واژه - غوث - است ولى - غاثنى - از واژه - غيث - است . غَوَّثْتُ : از غوث و يارى نمودن است ، در آيات : ( إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ - 9 / انفال ) « 1 » ( وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ - 29 / كهف ) « 2 » . و صحيح است كه - يَسْتَغِيثُوا - از واژه - غيث - يعنى طلب آب و يا از - غوث - يعنى طلب يارى باشد . و همچنين - يُغاثُوا - كه در آيه هست مبتداء و خبر است هر دو
--> ديگرى را در غيابش به آنچه را كه در آن هست و مردم مىدانند و مىشناسند ذكر كند غيبت نكرده است مثل صفات تندى و خشم و شتاب زدگى و از اين قبيل صفات كه در ميان مردم آشنا و مشهور است . اگر عيبى در كسى باشد ذكر آن در غيابش غيبت است و اگر عيبى در آن نباشد بازگو كردنش بهتان است . ( سفينة البحار 1 / 63 - صحيح بخارى كافى / شيخ كلينى 2 / 358 - مجمع البحرين 2 / 136 ) . ( 1 ) از پروردگارتان يارى خواستيد ( فَاسْتَغاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ - 15 / قصص ) 2 - در بارهء حضرت موسى است كه يكى از يارانش عليه دشمنش از او كمك خواست . ( 2 ) مجرمين و كفّار دوزخى كه از تمام نعمتهاى نوشيدنى و خوردنى در دنيا بهرهمند بودند و از ستمكارى به ديگران باكى نداشتند همين كه در جهنّم كمك مىطلبند با آبى چون گداختهاى از فلزّات يارى مىشوند .